اتفاق اخیر رفسنجان را نمی‌توان تنها از یک زاویه نگریست. از یک سو، نارضایتی بخشی از مردم از عملکرد نماینده قابل انکار نیست و از سوی دیگر، نقش برخی رسانه‌ها در دامن زدن به التهاب اجتماعی نیز پوشیدنی نیست.

▪️ وظیفه نماینده در قبال پاسخ‌گویی به مردم

نماینده مردم، همچون هر مسئول دیگری، موظف به پاسخ‌گویی در قبال عملکرد خویش است. اگر جامعه نسبت به مسائلی چون اشتغال، صنعت مس، انتصابات، ورزش، حوزه درمان، پروژه‌های عمرانی و دیگر دغدغه‌های شهرستان انتقاد دارد، این صداها باید شنیده شود. فاصله گرفتن از مردم، محصور شدن در حلقه‌ای از مشاوران و بسنده کردن به گزارش‌های یک‌سویه، هرگز به سود یک مسئول نبوده و نخواهد بود.

 

▪️ نقد عملکرد برخی رسانه‌ها و مسئولیت آنان

در کنار این واقعیت، نمی‌توان از مسئولیت رسانه‌ها غافل شد. متأسفانه در سال‌های اخیر، شمار اندکی از فعالان رسانه‌ای، چهره تمام رسانه‌های دلسوز را مخدوش کرده‌اند. رسالت رسانه، روشنگری و مطالبه‌گری منصفانه است، نه سیاه‌نمایی مداوم. این جریان‌ها، کوچک‌ترین نقدی را نسبت به خود و همفکرانشان برنمی‌تابند، اما در تخریب دیگران هیچ خط قرمزی نمی‌شناسند. گاه چنان با بی‌تقوایی و بی‌انصافی قلم می‌زنند که حیثیت افراد، سرمایه اجتماعی شهر و آرامش جامعه را قربانی اهداف جناحی یا منافع شخصی می‌کنند. حاصل چنین رویکردی، جز گسترش بی‌اعتمادی و دوقطبی‌سازی در جامعه نیست.

 

▪️ سهم نماینده در وقوع اعتراضات و نارضایتی‌ها

از سوی دیگر، سهم مهمی از مسئولیت وقایع اخیر، متوجه خود نماینده است. هیچ مسئولی یک‌شبه با این حجم از اعتراض مواجه نمی‌شود؛ این وضعیت، برآیند تصمیم‌ها، رفتارها و فاصله‌گیری تدریجی از افکار عمومی است. پس از بازگشت دوباره به مجلس، مردم انتظار داشتند تجربه گذشته، به ارتباطی عمیق‌تر و پیگیری جدی‌تر مطالبات شهرستان بینجامد؛ اما آنچه بسیاری از شهروندان احساس کردند، محدود شدن دسترسی به نماینده، پررنگ شدن حلقه‌ای خاص از اطرافیان و انتصاب چهره‌های نزدیک به ستاد انتخاباتی در مسئولیت‌های حساس بود؛ انتصاب‌هایی که از ابتدا با پرسش‌ها و انتقادات فراوانی روبه‌رو شد.

 

▪️ لزوم انصاف در کارنامه‌نمایی و نگاه به پروژه‌ها

نمایندگی مردم، میدان تسویه‌حساب‌های سیاسی نیست. انصاف حکم می‌کند هر نماینده‌ای خود را ادامه‌دهنده مسیر توسعه شهرستان بداند، نه آغازگر تاریخ آن. پروژه‌های عمرانی و زیربنایی متعلق به اشخاص نیستند؛ بلکه از آنِ مردم‌اند. مدیر یا نماینده منصف، اگر طرحی را از دوره پیش تحویل می‌گیرد، باید صادقانه بگوید که با چه میزان پیشرفت تحویل گرفته و امروز به کجا رسیده است. نادیده گرفتن تمام اقدامات گذشته و معرفی همه چیز از نقطه صفر، نه با انصاف همخوانی دارد و نه با واقعیت.

 

▪️ مطالبات مشخص مردم و پرسش‌های بی‌پاسخ

پرسش مردم امروز روشن است: اگر برخی پروژه‌ها سال‌ها با کندی پیش رفته‌اند، سهم دو سال اخیر در رفع مشکلات چه بوده است؟ مردم نتیجه می‌خواهند، نه مقایسه‌های بی‌پایان با گذشته. فرودگاهی که همچنان چشم‌انتظار تحول است، عدم نظارت بر انتصابات مدیران غیربومی، وضعیت تصفیه‌خانه‌ای که از ضروری‌ترین نیازهاست، جاده های نیمه تمام و دغدغه‌های صنعت مس و اشتغال جوانان، باشگاه مس رفسنجان که فراتر از یک تیم فوتبال، بخشی از هویت و امید اجتماعی جوانان به شمار می‌رفت، نمونه‌هایی از مطالباتی هستند که مردم خواهان پاسخی روشن و نتیجه‌ای ملموس درباره‌شان هستند.

 

▪️ نقش دیگر ارکان تأثیرگذار شهرستان و مسئولیت آنان

در این میان، مسئولیت تنها بر دوش نماینده نیست. فرماندار، مدیران اجرایی، ائمه جمعه، نخبگان و دیگر ارکان تأثیرگذار شهرستان نیز نمی‌توانند نقش نظاره‌گر داشته باشند. جایگاه این مسئولان، تنها به اداره امور یا بیان مواضع خلاصه نمی‌شود؛ بلکه آنان باید با مطالبه‌گری دلسوزانه، تذکر به‌موقع و انتقال بی‌واسطه صدای مردم، از انباشت نارضایتی‌ها پیشگیری کنند.

 

تجربه ثابت کرده هرگاه مسئولان نقد خیرخواهانه را نادیده بگیرند یا به‌نام مصلحت‌های مقطعی سکوت کنند، هزینه آن در آینده بسیار سنگین‌تر خواهد بود. سکوت در برابر خطا، همراهی با آن نیست، اما ناخواسته به تداومش دامن می‌زند. اگر امروز هر یک از ارکان تأثیرگذار شهرستان، وظیفه قانونی و اخلاقی خود را در مطالبه‌گری منصفانه به‌جا نیاورند، چه‌بسا فردا خود در برابر موج نارضایتی عمومی قرار گیرند. پیشگیری همواره کم‌هزینه‌تر از درمان است و نقد دلسوزانه، بسیار ارزشمندتر از سکوتی که دیر یا زود به بحران می‌انجامد.

 

▪️ محکومیت رفتارهای خشونت‌آمیز و تأکید بر چارچوب قانون

رفتارهای خشونت‌آمیز، از هر سو که باشد، محکوم است. اعتراض حق مردم است، اما تعرض فیزیکی، توهین و رفتارهای خارج از چارچوب قانون، نه مطالبه‌گری است و نه راهگشای مشکلات. رسانه‌ها نیز باید بدانند که تیترهای هیجانی، ادبیات تحقیرآمیز و دامن زدن به کینه‌های سیاسی، هرچند ممکن است موقتاً مخاطب جذب کند، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی شهر را فرسوده می‌سازد. رسانه باید آینه حقیقت باشد، نه ابزار حذف رقیب.

 

▪️ ریشه‌یابی تاریخی رفتارهای تخریبی و تشخیص اصل جریان

نکته مهم آنکه این رفتارها تازگی ندارد؛ همین جریان‌های رسانه‌ای در دوره‌های مختلف، فارغ از اینکه چه کسی بر کرسی نمایندگی نشسته، تقریباً همین شیوه را در پیش گرفته‌اند؛ گویی اصل برای آنان نه اصلاح امور، بلکه تداوم تقابل، التهاب و تخریب است. اگر نقد همواره با بی‌انصافی، برچسب‌زنی و نفی مطلق همراه باشد، دیگر نمی‌توان نامش را مطالبه‌گری نهاد.

 

▪️ پیام‌های هشداردهنده حادثه اخیر

آنچه در میدان شهید سلیمانی رخ داد، بیش از هر چیز زنگ خطری برای همه بود؛ برای نماینده‌ای که باید صدای مردم را پیش از فریاد بشنود، برای مدیرانی که نباید در برابر نارضایتی‌ها سکوت کنند، و برای رسانه‌ای که نباید با قلم خود بر آتش اختلافات بدمد.

 

رفسنجان امروز بیش از هر زمان دیگری به انصاف، صداقت و گفت‌وگویی واقعی نیاز دارد؛ به مسئولانی پاسخ‌گو، رسانه‌هایی که اخلاق را فدای منافع نکنند، و مردمی که مطالبه‌گری را در چارچوب قانون و احترام دنبال کنند.

 

برنده نهایی این ماجرا، نه رسانه‌ای است که با تیترهای تند دیده شود و نه مسئولی که از نقد گریزان است؛ برنده حقیقی آن زمان ظهور خواهد کرد که اعتماد مردم احیا شود، مسئولان خود را خدمتگزار بدانند، نقد را فرصتی برای اصلاح ببینند، و رسانه‌ها رسالت اصیل خود یعنی حقیقت‌گویی منصفانه را بر هر منفعت دیگری ترجیح دهند.