دیروز، بازی حساس یکهشتم نهایی جام حذفی میان دو تیم مس رفسنجان و گلگهر سیرجان، در ورزشگاه شهدای مس رفسنجان برگزار شد. روی کاغذ، یک «شهرآورد استانی» تمامعیار؛ اما در عمل، صحنهای سرد، سوتوکور، و عاری از شور و حضور تماشاگر. اگر این مسابقه میان دو تیم از استانهای پُرتماشاگری مانند خوزستان یا اصفهان بود، […]
دیروز، بازی حساس یکهشتم نهایی جام حذفی میان دو تیم مس رفسنجان و گلگهر سیرجان، در ورزشگاه شهدای مس رفسنجان برگزار شد. روی کاغذ، یک «شهرآورد استانی» تمامعیار؛ اما در عمل، صحنهای سرد، سوتوکور، و عاری از شور و حضور تماشاگر.
اگر این مسابقه میان دو تیم از استانهای پُرتماشاگری مانند خوزستان یا اصفهان بود، بیتردید ورزشگاه از موج خروشان کریخوانی و سکوهای لبریز از هواداران متعصب سرشار میشد. اما پرسش اصلی اینجاست:
چرا شهرآورد رفسنجان و سیرجان برای مردم رفسنجان جذابیتی ندارد؟ چرا هواداران قهر کردهاند؟
پاسخ را باید در مجموعه ای از عوامل تلخ و انباشتهشده جستوجو کرد:
🔹 سیاستزدگی و نفوذ غیرورزشی
فوتبال زمانی مردمی میماند که از دخالتهای پشتپرده و تصمیمهای غیرتخصصی مصون باشد. متأسفانه نفوذ سیاسیون و نگاه ابزاری به باشگاه، سبب گسست مردم از تیمی شده که باید نماد هویت و افتخارشان باشد.
🔹 نادیده گرفتن ظرفیتهای بومی
هوادار زمانی سینهچاک تیم میشود که ردپای فرزندان دیارش را در میدان ببیند. وقتی از استعدادهای محلی استفاده نمیشود و ترکیب تیم هیچ نسبتی با فوتبال بومی ندارد، طبیعی است که رشته تعلق خاطر گسسته شود.
🔹 غیبت تیم از شهر
تیمی که نام رفسنجان را بر پیشانی دارد، اما نه در آنجا تمرین میکند، نه بازیکنانش در شهر زندگی میکنند و نه پیوندی با جامعه محلی دارد، چگونه میتواند طلبکننده حمایت مردمی باشد؟ «مس رفسنجان» بیش از آنکه هویتی رفسنجانی داشته باشد، نامی است که برای اهدافی دیگر به کار میرود.
🔹 گسست باشگاه از بدنه اجتماعی
وقتی باشگاه درهایش را به روی مردم، پیشکسوتان و اصحاب رسانه میبندد و هیچ گفتوگوی زندهای با جامعه هواداری ندارد، نتیجه چیزی جز سکوهای خالی نخواهد بود. این قهر، ناگهانی نبوده؛ حاصل سالها بیاعتنایی و انباشت شکاف است.
دیروز، ورزشگاه شهدای مس رفسنجان، آیینهای بود از واقعیتی تلخ:
رفسنجان تنها نامی است بر پیراهن تیمی که قلبش جای دیگری میتپد.
تا زمانی که فوتبال از سیاست جدا نشود، ظرفیتهای بومی جدی گرفته نشود، و تیم بهراستی به آغوش شهر بازنگردد، نباید از مردم انتظار داشت برای تیمی بیریشه و بیهویت، شور و احساسات هزینه کنند.
سکوهای خالی، بلندترین فریاد اعتراض هستند؛ فریادی که اگر شنیده نشود، این قهر پایانی نخواهد داشت.

















Monday, 23 February , 2026