با توجه به فرا رسیدن روز مادر، فرصتی را مغتنم شمردیم تا با یکی از مادران نمونه و پرتلاش گفتگو کنیم. سرکار خانم رقیه رضایی، مادر پنج فرزند، دکترای فیزیولوژی ورزشی و کارمند دانشگاه علوم پزشکی، پذیرای ما شد تا از تجربیات، چالشها و شیرینیهای زندگی خود به عنوان یک مادر، همسر و زن شاغل بگوید.

با توجه به فرا رسیدن روز مادر، فرصتی را مغتنم شمردیم تا با یکی از مادران نمونه و پرتلاش گفتگو کنیم. سرکار خانم رقیه رضایی، مادر پنج فرزند، دکترای فیزیولوژی ورزشی و کارمند دانشگاه علوم پزشکی، پذیرای ما شد تا از تجربیات، چالشها و شیرینیهای زندگی خود به عنوان یک مادر، همسر و زن شاغل بگوید.

ایشان که همراه با همسر محترمشان آقای حسن عسگری (معلم ریاضی و فیزیک)، زندگی پُرجمعیت و پُرشوری را مدیریت می کنند، الگویی از مدیریت زمان، تعادل بین نقش های مختلف و تربیت فرزندانی مسئولیت پذیر هستند. در ادامه، مشروح این گفتگوی صمیمانه را می خوانید.

▪️ در ابتدا کمی درباره خودتان و خانواده‌تان بگویید.
رقیه رضایی هستم،چهل‌ودو ساله، دارای دکترای فیزیولوژی ورزشی و در دانشگاه علوم پزشکی در بخش تربیت بدنی مشغول به کارم. در بیست‌وسه‌سالگی ازدواج کردم. همسرم آقای حسن عسکری، فارغ‌التحصیل رشته فیزیک و معلم دوره دوم متوسطه هستند که ریاضی و فیزیک تدریس می‌کنند. ازدواج ما دانشجویی بود و از ابتدا هر دو علاقه‌مند به تشکیل خانواده‌ای پُرجمعیت بودیم. الحمدلله اکنون صاحب پنج فرزند هستیم.

▪️ آیا از ابتدا تصمیم به داشتن پنج فرزند داشتید؟
تصمیم قطعی از ابتدا نبود،اما پس از ازدواج، این آرزو را پرورش دادم که پنج فرزند داشته باشم. تحصیلاتم نیز به‌طور موازی پیش رفت. پس از تولد فرزند سوم، دوره کارشناسی ارشد را آغاز کردم و با چهار فرزند، دکترا را شروع کردم. در طول اخذ مدرک دکترا نیز فرزند پنجم متولد شد.

▪️ خانواده پدری خودتان چگونه است؟ آیا این تعداد فرزند در خانواده شما سابقه دارد؟
بله،در خانواده پدری، ۹ خواهر و برادر هستیم. خواهران و برادرانم که اکنون در شهرهای مختلف زندگی می‌کنند، هرکدام سه یا چهار فرزند دارند.

▪️ چگونه بین نیازهای متفاوت پنج فرزند در سنین مختلف تعادل برقرار می‌کنید؟
طبیعتاًزمان بیشتری صرف فرزند کوچکترم می‌شود. به نظرم این عادلانه است، زیرا وقتی سایر بچه‌ها نیز کوچک بودند، وقت بیشتری به آنان اختصاص می‌دادم. فرزند کوچکتر همیشه به مراقبت بیشتری نیاز دارد. بچه‌های بزرگتر که کارهای شخصی خود را انجام می‌دهند، حتی در بسیاری از کارها به من کمک می‌کنند. البته برای بچه‌های با نیازهای خاص، مانند فرزند کنکوری یا نوجوانانی که نیاز به گفت‌وگو دارند، وقت ویژه‌ای می‌گذارم.

▪️ آیا داشتن فرزندان زیاد و تحصیلات عالیه همزمان، از نظر شما متناقض است؟
اصلاً.متوجه نمی‌شوم چرا برخی داشتن فرزند را امری منفی می‌دانند. تحصیلات امری مثبت است و داشتن فرزند نیز در زندگی من بسیار مثبت تلقی می‌شود. از فرزند سوم به بعد، می‌بینید که وقت کمتری از پدر و مادر نیاز است، زیرا سایر فرزندان به عنوان کمک، این نقش را ایفا می‌کنند. اگر تربیت فرزندان اول به درستی انجام شود، مطمئن باشید در تربیت فرزندان بعدی کمترین مشکل را خواهید داشت.

▪️ برنامه روزانه شما به عنوان یک مادر، همسر و فرد شاغل، معمولاً چگونه می‌گذرد؟
برنامه هر روز متفاوت است.روزهایی که همسرم در منزل است، برنامه تغییر می‌کند. از صبح که بیدار می‌شویم، بچه‌های بزرگتر خود را آماده می‌کنند، اما من باید پسر دوونیم‌ساله‌ام را آماده کنم. پس از رساندن بچه‌ها به مدرسه، کار من آغاز می‌شود. برخی روزها کلاس دارم و برخی روزها کار اداری. ظهرها سعی می‌کنم حتماً با خانواده ناهار بخورم. بعدازظهر نیز بسته به برنامه بچه‌ها (کلاس‌های مختلف) و برنامه خودم سپری می‌شود. شام را با هم آماده می‌کنیم، خانه را مرتب می‌کنیم و استراحت می‌کنیم تا فردا.

▪️ چگونه کارهای خانه را تقسیم می‌کنید؟
در خانه ما تقسیم کار یک ضرورت است.یک نفر نمی‌تواند همه کارها را انجام دهد. دخترانم در کارهای خانه کمک می‌کنند. پسر بزرگترم به برادر کوچکترش کمک و او را سرگرم می‌کند. همسرم نیز در آشپزی مشارکت دارد. همه با هم همکاری می‌کنیم.

▪️ شعار اصلی شما در مدیریت زندگی به عنوان یک زن، مادر و فرد حرفه‌ای چیست؟
اولویت من در زندگی،تلاش برای خوب بودن در نقش مادری و همسری بوده است. اما در عین حال سعی کردم توانمندی‌های حرفه‌ای خود را نیز به کار بگیرم و کوتاهی نکنم. در واقع سعی کردم همه این نقش‌ها با هم هماهنگ باشند و در تقابل با یکدیگر قرار نگیرند، بلکه در جهت همدیگر عمل کنند.

▪️ آیا فشار یا قضاوت‌های اجتماعی درباره تعداد فرزندان برای شما مهم بوده است؟
من هیچ‌گاه برایم مهم نبوده که دیگران در مورد من چه فکر می‌کنند.زمانی که چهار فرزند داشتم، جامعه دید مناسبی نسبت به خانواده‌های پرجمعیت نداشت و بارها مورد شماتت قرار می‌گرفتم، اما اصلاً برایم مهم نبود. همیشه از خودم می‌پرسیدم کار درست چیست.

▪️ آیا نگران آینده بچه‌ها نمی‌شوید؟
گاهی اوقات نگران می‌شوم.اما وقتی یاد این آیه می‌افتم که «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ» (آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟)، به آرامش می‌رسم و نگرانی‌ام کاهش می‌یابد.

▪️ بزرگترین هدیه یک مادر از نظر شما چیست؟
بزرگترین هدیه یک مادر،تربیت درست فرزندش است. اگر فرزندی از هر نظر به درستی تربیت شده باشد، در آینده کمترین مشکل را خواهد داشت.

▪️ آیا احساس فرسودگی می‌کنید؟ ارتباط آن را با تعداد فرزندان می‌دانید یا سیستم حمایتی؟

انجام همزمان کارهای مربوط به فرزندان،تحصیل و اشتغال، فشار چندبرابری وارد می‌کند. اما در مقابل، وقتی هدفی داشته باشید و برای آن تلاش کنید، با نگاه به گذشته، آن سختی‌ها شیرین می‌شود. شخصاً فکر نمی‌کنم به خاطر تعداد فرزندانم فرسوده شده باشم. پنج فرزند به نظر من پُرجمعیت نیست. مشکل اصلی، حمایت ناکافی از طرف جامعه است.

▪️ پاسخ شما به منتقدانی که می‌گویند در خانواده‌های پرجمعیت، توجه والدین بین بچه‌ها تقسیم می‌شود و تربیت عمقی ممکن نیست، چیست؟
باید مثال‌های عینی در جامعه را دید.آیا کسانی که تک‌فرزند دارند، لزوماً تربیت عمقی و شخصی‌سازی‌شده‌ای برای فرزند خود ایجاد کرده‌اند؟ فکر می‌کنم هرکس بهتر می‌تواند پاسخ این سؤال را بدهد.

▪️ آیا فکر می‌کنید در خانواده‌های پرجمعیت امکان غفلت از برخی فرزندان وجود دارد؟
این مسئله قطعی نیست.همه بچه‌ها با هم به دنیا نیامده‌اند. در مقطعی که نیاز به توجه ویژه وجود دارد (به‌ویژه سه سال اول)، فکر می‌کنیم توجه لازم را به فرزندانمان داشته‌ایم. اگر انسان آنچه در توان دارد انجام دهد، فکر نمی‌کنم مشکلی ایجاد شود.

▪️ اگر فردی درباره فرزندآوری از شما سؤال کند، چه توصیه‌ای می‌کنید؟
شرایط را به طور شفاف توضیح می‌دهم؛هم از شیرینی‌های زندگی می‌گویم و هم از سختی‌ها. اگر کسی رغبت و علاقه واقعی داشته باشد، مشکلی نخواهد داشت. اما اگر خانمی تمایل نداشته باشد، هرگز به او پیشنهاد نمی‌کنم فرزندان زیادی داشته باشد. این مسئله نیاز به آمادگی روانی و علاقه قلبی دارد. در نهایت می‌گویم این تصمیمی است که خود شخص باید بگیرد.

▪️ پیام شما به زنان، به ویژه آنهایی که مسئولیت‌های چندگانه دارند، چیست؟
شما واقعاًانسان‌های قدرتمندی هستید و باید به خودتان افتخار کنید.

▪️ آرزوی شخصی شما برای خودتان چیست؟
دوست داشتم عضو هیئت علمی دانشگاه شوم.برای آن تلاش زیادی کردم. اکنون دیگر اصراری ندارم و نتیجه را به مصلحت خداوند واگذار کرده‌ام.

▪️ در پایان، به عنوان یک مادر که این مسیر را طی کرده‌اید، چه پیامی برای مسئولان و همچنین جوانان دارید؟
برای مسئولان:حمایت عملی از سوی مسئولان ندیده‌ام. بیشتر وقت آنان صرف جلسات و کارهای کلیشه‌ای می‌شود که هیچ تأثیری در افزایش فرزندآوری ندارد. اکنون مهم‌ترین بحث، مسئله ازدواج است. با شرایط اقتصادی موجود، جوانان به حداقل‌های زندگی نیز نمی‌رسند و ازدواج صورت نمی‌گیرد. اول باید این مشکل حل شود. نیاز به اقدامات کاربردی‌تر است، نه صرفاً تبلیغات.

برای جوانان و خانواده‌های آنان: زمان تغییر کرده و نمی‌توان توقع داشت مانند گذشته با حداقل‌ها زندگی را آغاز کرد. اما اگر کسی عاقلانه فکر کند، زندگی خودش برایش اهمیت داشته باشد و به حرف مردم توجه نکند، راه درست را انتخاب خواهد کرد. با امکاناتی که می‌تواند فراهم کند، زندگی تشکیل دهد و مطمئن باشد خداوند برایش گشایشی ایجاد می‌کند. خانواده‌ها نیز نباید سخت‌گیری بی‌مورد کنند.
ما میراث‌دار یک تمدن عظیم چندهزارساله هستیم.پدر و مادرهای ما نیز سختی‌های خود را گذراندند. نقش ما این است که این امانت را به نسل بعد بسپاریم. پس در این برهه، کمی از خودگذشتگی لازم است. با توکل بر خدا و تلاش، مطمئنم آینده خوبی خواهیم داشت.