سفر که تمام می‌شود، همیشه سخت‌ترین بخشش پاسخ به این سؤال است که «خب، آنجا چه خبر بود؟» راویان نور، همیشه در این سؤال گیر می‌کنند. چطور می‌شود وسعت یک آسمان را در یک قاب کوچک تلفن همراه جا داد؟ چطور می‌شود حرارت یک خورشید را با چند خط توضیح داد؟ من، زینب خدابخشی، دانشجوی دانشگاه پیام نور رفسنجان، به تازگی از دومین سفر کیمیایی خود به سرزمین‌های نور برگشته‌ام و این بار می‌خواهم روایتی متفاوت از این دیار داشته باشم؛ روایتی از خاک، اراده و آسمان.

اگر بخواهم حال و هوای اینجا را فقط در یک جمله به دوستی که نیامده است بگویم، بی‌تردید این جمله است: «راهیان نور هیچی ندارند، یعنی یک تل خاک است، اما حال آدم را خوب می‌کند.» شاید عجیب باشد، اما واقعیت دارد. اینجا خبری از زرق و برق نیست. نه هتل پنج ستاره‌ای، نه شهربازی، نه تفرجگاهی. فقط یک تل خاک است و سکوت. اما در همین خلأ، یک چیز هست: حال خوب. من معتقدم کسی که به راهیان نور نیاید، شاید هیچ وقت نتواند فلسفه عمیق کربلا را با تمام وجود درک کند. اینجا کلاس درس عاشوراست.

 

از رزمندگانی که اینجا بودند و حماسه آفریدند که بپرسید، مهم‌ترین خصوصیتشان چه بود؟ به نظر من، یک چیز بود: «اراده و توکل به خدا». دست در دست هم دادند: اراده‌ای پولادین، توکلی خالصانه و شجاعتی بی‌نظیر. این سه گانه رمز پیروزی آنان بود. آنها حرکت کردند، ایستادند و ماندگار شدند.

 

اولین چیزی که با دیدن یادمان‌های دفاع مقدس به ذهنم خطور کرد، مظلومیت‌شان بود. این که چقدر مظلومانه جنگیدند و مظلومانه تر شهید شدند. اما در کنار این مظلومیت، یک رفاقت عجیب موج می‌زد؛ رفاقتی تنگاتنگ با اهل بیت (ع). هر عملیات، رمز مخصوص خودش را داشت: «یاالله»، «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)». این رمزها نشان می‌داد که مقصدشان کجاست.

 

حالا اگر بخواهیم از دل این سفر، یک درس بزرگ برای زندگی دانشجویی امروز خودمان بیرون بکشیم، آن درس چیست؟ به نظر من، این است که ما می‌توانیم در هر جبهه‌ای که هستیم – چه در خانه، چه در دانشگاه و محل کار و چه در جامعه – یک «شهید زنده» باشیم. شهید زنده کسی است که نفس می‌کشد، راه می‌رود، درس می‌خواند و کار می‌کند، اما هدفش، سبک زندگی‌اش و ارزش‌هایش با شهدا گره خورده است. ما واقعاً می‌توانیم با اعمال، رفتار و کردار خودمان، یک نمونه بارز از یک شهید زنده باشیم.

 

و اما سؤال آخر: چطور می‌شود فضای این اردوها را برای دانشجویانی که شاید کمتر با این مفاهیم ارتباط برقرار می‌کنند، جذاب‌تر کرد؟ ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.» من معتقدم باید با هر کسی، متناسب با روحیه و زبان خودش حرف زد. اینکه با همه یکجور برخورد کنیم، شاید نتیجه ندهد. می‌شود به قول خودمان، با «فاز» هر کسی کنار آمد و از زاویه نگاه خودش، نور را به او نشان داد. گرچه تعداد بالای زائران در این اردوها این کار را سخت می‌کند، اما این هنر راویان و خادمان شهداست که از پس این تنوع روحیات بربیایند و پیام این سرزمین را به دل هر مشتاقی برسانند.

زینب خدابخشی ـ دانشجوی دانشگاه پیام نور رفسنجان

  • نویسنده : خبرنگار: ریحانه استادی