سیده طیبه سجادی، متولد اسفند ۱۳۳۱ رفسنجان، در پاسخ به این پرسش که چه کسی او را به مبارزه کشاند، میگوید:
«شهید سیدجلال سجادی، برادرم که تفاوت سنیمان کمی بیش از یک سال بود. وقتی شرایط مدارس، مانع تحصیل من در دبیرستان شد، او هر روز درسها را در خانه به من میآموخت. معلم خصوصی من بود. اینگونه تا سطح دیپلم خواندم، اما بدون مدرک. سیدجلال در دانشگاه با فضای انقلابی آشنا شد و از طریق او و نیز فامیل نزدیکمان شهید سعیدی، کمکم با اندیشه مبارزه و نفرت از رژیم پهلوی آشنا شدم.»
نقش زنان: از فروش طلا تا پخش اعلامیه
وی درباره نقش زنان در آن دوران بیان میکند:
«مردم رفسنجان، بهویژه بانوان، با هر وسیله ممکن مبارزه میکردند. نمونهاش فروش طلاهایشان با اجازه همسران برای خرید سلاح. نقش زن گاهی مستقیم بود و گاهی در تربیت فرزندان و حفظ خانواده. زنان در چاپ و پخش اعلامیه، رساندن سلاح و حتی در جهاد فرزندآوری و پرورش نسل آینده انقلاب تلاش میکردند.»
دستگیری و نبوغ نجات: نقشهای آسمانی
سجادی به خاطرهای از دستگیری خود اشاره کرده و میگوید:
«برادرم نوارها و اعلامیههای امام را میآورد. من آنها را دستنویس میکردم و پخش میکردم. بعدها یکی از مبارزان پیشنهاد چاپ آنها را داد. یک شب برای گرفتن اعلامیههای چاپ شده به خانه او رفتم که ناگهان مأموران از پشت پرده بیرون آمدند و اسلحه به سینهام گرفتند. مرا دستگیر کردند و به شهربانی بردند.»
او درباره نحوه نجات خود توضیح میدهد:
«در بازجویی خودم را به بیسوادی و بیاطلاعی زدم. گفتم زنی در کوچه کاغذی به من داده تا چاپ کنم و من برای پول کمی این کار را کردهام. بازجو (سروان حیدری) باور نمیکرد. خواستند اسمم را با خط خودم بنویسم. در آن لحظه، خدا به فکرم انداخت که با دست چپ بنویسم. وقتی قلم را با دست چپ گرفتم، بازجو پرسید: “چرا با دست چپ مینویسی؟” گفتم: “من چپدست هستم.” با خطی ناآشنا نوشتم: “طیبه سجادهی”. این موضوع و جستوجوی بیحاصل خانهمان، باعث شد کمی قانع شوند که من زن سادهای هستم. آن شب را در اضطراب گذراندم. صبح، پدرم با وثیقه آمد و مرا آزاد کردند.»
تخریب نماد فساد: شجاعت زیر چادر
این بانوی مبارز خاطره دیگری از تخریب یک نماد فساد در تشییع جنازه آیتالله غروی تعریف میکند:
«در آن مراسم، بچهها تصمیم گرفتند یک مشروبفروشی را آتش بزنند. ما خانمها یک ساطور برای شکستن در، زیر چادرمان قایم کرده بودیم. وقتی به آنجا رسیدیم، ساطور را به آنان دادیم. آنها در را شکستند، بنزین ریختند و آن مکان فساد را به آتش کشیدند. ساختن یک پرچم با شعارهای انقلابی در آن روز هم برایم بسیار شیرین و به یادماندی است.»
ماموریت مخفی: اسلحه در قنداق نوزاد
سجادی در بخشی از خاطرات خود به مسئولیت نگهداری اسلحه اشاره کرده و میگوید:
«من مسئول نگهداری اسلحه در خانه بودم. همیشه با مقنعه و چادر میخوابیدم تا اگر ناگهان مأموران ریختند، آماده باشم. یک شب نصفشب چشم باز کردم و دیدم سایه چند مأمور پشت در و روی دیوار است. اسلحه کنارم بود. در همان لحظه، قنداق نوزاد سهماههام را باز کردم، اسلحه را داخل آن گذاشتم و محکم بستم. سپس نوزاد را بیدار کردم تا گریه کند. با گریه نوزاد، بهانهای داشتم که بلند شوم. مأموران با سر و صدا وارد شدند و همه جا را گشتند، اما چیزی پیدا نکردند. همسرم را دستگیر کردند و بردند. وقتی از من پرسیدند: “التماس نمیکنی که رهایش کنیم؟” گفتم: “شما هزاران نفر را بردید و کشتید، خون او رنگینتر از آنان نیست. من نزد شما نامردان التماس نمیکنم. بدانید که چوب این کارتان را خواهید خورد.”»
از مبارزه مسلحانه تا جهاد تبیین: تحلیلهای یک بانوی انقلابی
واجبترین ماموریت امروز: جبهه فرهنگ
مبارزه فرهنگی در برابر تلاشهای دشمن برای دگرگونسازی باورها، تهیکردن جوانان از ایمان و هدفگیری ولایت فقیه.
راه سوم زن مسلمان: فراتر از شعارهای غربی
در مقابل شعار “زن، زندگی، آزادی” که به فساد تعبیر میشود، اسلام راه سوم امام خمینی(ره) را ارائه میدهد: حضور متوازن زن در خانواده و اجتماع با حفظ ارزشهای ایمانی و انسانی، و ارتقای شخصیت واقعی زن در برابر نگاه کالایی غرب.
این بانوی انقلابی، دستاورد انقلاب را اینگونه برمیشمارد: «یکی از بزرگترین دستاوردهای نظام، “ایستادگی در برابر بحرانها” است. دشمن در این چهل سال، همهگونه توطئه را به کار بسته است: توطئه تجزیهطلبی، توطئه نظامی مانند جنگ هشتساله، توطئه فرهنگی مانند ترویج ابتذال، توطئه اقتصادی مانند تحریمها، توطئه امنیتی مانند ترور دانشمندان، توطئه سیاسی مانند هجمه به ولایت فقیه و توطئه بینالمللی مانند پروندهسازی.»
سجادی به رشد زنان در سایه انقلاب اشاره کرده و میافزاید: «دشمن نمیخواهد ببیند که زنان ما در سایه انقلاب، چه رشد علمی و اجتماعی چشمگیری داشتهاند: رشد دوازدهبرابری فوقتخصصهای زن، رتبه هفتم دنیا در پیشرفت تحصیلی زنان. او میخواهد زن را فقط به عنوان ابژه جنسی ببیند، نه به عنوان یک انسان کامل و اثرگذار.»
وی با قرائت حدیثی از امام علی(ع) خطاب به نسل جوان میگوید: «میخواهم به نسل جوان بگویم: امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: “مراقب افکارت باش که گفتارت میشود، مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود، مراقب رفتارت باش که عادتت میشود، مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود، و مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.” رعایت این اصول، عظمت و وقار به همراه میآورد.»
سجادی سخن پایانی خود را با تأکید بر امید بیان میکند: «مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب فرمودند: “نخستین توصیه من، امید و نگاه خوشبینانه به آینده است.” دشمن با هزاران رسانه سعی در ناامیدسازی دارد. جهاد شما جوانان، شکستن این محاصره تبلیغاتی، پرورش نهال امید و زدودن ترس و ناامیدی است. امیدوارم خداوند به همه ما توفیق دهد تا آنچه را که رضای اوست، انجام دهیم.
روایت طیبه سجادی، از خانههای امن رفسنجان تا جبهههای فرهنگی امروز، نشان میدهد که انقلاب اسلامی همواره به انسانهای بصیری نیاز دارد که هم در تاریکیهای پیش از پیروزی شجاعت مبارزه داشتهاند و هم در روشنایی امروز، هوشیاری «جهاد تبیین» را پیش میبرند. این روایت، میراثی زنده برای نسلی است که باید تاریخ را نه فقط بخواند، بلکه در زندگی امروزش جاری کند.

















Monday, 23 February , 2026